تبليغاتX
پلاک هشت - سکولاریسم علوم انسانی
گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هیچ

 

سکولاریسم علوم انسانی

وقتی پای درس بعضی از اساتید علوم انسانی می نشینی با تعدادی از تفکرات الحادی روبرو می شوی، وقتی که این استاد عزیز تا پای جان از آن دفاع هم می کند این سوال پیش می آید که واقعا چرا چنین شده است. وقتی استاد با لذت درباره اصل تساهل صحبت می کند ((یعنی احترام متقابل به تفاوت ها، انسان صرف اینکه انسان است شایسته احترام است))، یعنی اینکه یک نفر مسیحی با یک نفر مسلمان و آنها هم با یک کافر هیچ فرقی ندارند. چون همه اینها انسان اند پس شایسته احترام هستند، این یعنی پلورالیسم. در دنیای امروز، ما شاهدیم که در یک شهر مسلمان، مسیحی، زرتشتی  و یهودی دوستانه در کنار هم زندگی می کنند و کشمکش، اختلاف و برادر کشی و دیگر کشی در بین آنها وجود ندارد. این مسئله در هیچ دینی به اندازه اسلام مورد توجه قرار نگرفته است. چنانچه در یکی از خطبه های نهج البلاغه امیر المومنین می فرمایند: شنیده ام که در یکی از شهرهای عراق خلخالی از پای یک دختر ذمّی در آورده اند؛ جا دارد که مسلمان به جهت این جنایت جان دهد. به تعبیر دیگر دق کند و بمیرد. زیرا در کشور اسلامی و در پناه دولت اسلامی یک دختر غیر مسلمان مورد ستم واقع شده است. در قرآن سوره عنکبوت آیه 46 آمده است: با یهود و نصاری و مجوس که اهل کتاب اند جز به نیکو ترین طریق بحث و مجادله نکنید. در این باره آیت الله مصباح یزدی می فرمایند: اگر پلورالیسم چنین معنایی دارد، باید بگویم که این افتخار اسلام است؛ اما اگر معنای پلورالیسم این است که در دل بگوییم مسیحیّت هم مثل اسلام است، یهود هم مثل اسلام است و بین یهودی بودن و مسلمان بودن فرقی وجود ندارد، زیرا هر یک بخشی از حقیقت را دارد؛ نه اسلام حق مطلق است و نه یهودیّت. یا اینکه بگوییم هر دو حق هستند، مثل دو جاده ای که به یک مقصد می رسند که از هر کدام که بروی به مقصد خواهی رسید؛ بی شک چنین تلقی و برداشتی با روح هیچ دینی سازگار نیست و اصلا با عقل سازگار نیست. مگر می توان گفت اعتقاد به توحید با اعتقاد به تثلیث یکسان است؟.

یعنی آیا بین اعتقاد به وحدانیّت خدا با اعتقاد به تثلیث و چند خدایی تفاوتی وجود ندارد؟. در قرآن سوره نساء آیه 171 چنین آمده است: ای اهل کتاب به تثلیث قائل نشوید( اب و ابن و روح القدس را خدا نخوانید ) از این گفتار شرک باز ایستید که برای تان بهتر است. و در سوره مریم آیه 90 قرآن در برابر نسبت های ناروایی که به خدا می دادند و می گفتند خدا دارای فرزند است، می فرماید: نزدیک است که از این گفته زشت و پندار باطل آسمان ها فرو ریزد و زمین بشکافد و کوه ها متلاشی شود.

با توجه به موارد ذکر شده باید پرسید آیا علم دانشمندان غربی در باب علوم انسانی ( روانشناسی، علوم سیاسی و ...) توانسته است انسان غربی را از جهالت نجات دهد؟. آیا این علم توانسته مشکلات دنیای غرب را نجات دهد یا نه؟. به نظر می رسد تمام این مشکلات فقط در یک چیز است. انسان در نتیجه خدا فراموشی به خود فراموشی رسیده است، و به جای عروج در سراشیبی فرود افتاده است. در دیدار اساتید دانشگاه ها با مقام معظم رهبری در قم یکی از اساتید هنگام سخنرانی چنین گفت: در حوزه علوم انسانی دو تا نکته داریم، اول اینکه عده ای می گویند مبانی علوم انسانی سکولار است این چه حرفی ایست که می زنید اصلا این حرف ها نیست، نکته دوم این که ما درست اجرایش نمی کنم. حضرت آقا در جواب ایشان فرمودند: نظر ما غیر مفید بودن علوم انسانی نیست بلکه می گویم مضر است.

با توجه به جو حاکم بر دانشگاه ها، چه از منظر اساتیدی چنینی، و چه از منظر دانشجویانی چنان، به نظر می رسد باید راه کاری اندیشیده شود تا با طناب پوسیده غرب به ته چاه نیفتیم. باید علومی که در دانشگاه ها وجود دارد مورد بازبینی و یا به طور کلی عوض شوند تا نسل آینده ایران مان نسلی غرب زده بار نیاید.        

 

+ نوشته شده در  90/07/23ساعت 19:30  توسط   |