
صحنه اول
مکان : ژیمنازیوم دانشگاه تبریز – زمان 5 خرداد 88
( دو روز قبل از شهادت حضرت زهرا <س> )
در داخل سالن موسیقی های شاد و گوناگون پخش می شود. حتی آهنگ هایی از خواننده زیر زمینی ( م .ن ) همان که قرآن را با آهنگ زننده و سبکی مبتذلی خوانده بود پخش می شود. دختران و پسران در یک سالن همراه با موسیقی مشغول رقص هستند. این وضعیت تقریبا یک ساعت و نیم ادامه داشت همراه زننده ترین صحنه ها.
نه اشتباه نکنید دو روز قبل از شهادت حضرت زهرا (س) و در ایام فاطمیه در دانشگاه تبریز، نه کنسرت موسیقی بود و نه پارتی مختلط. آنجا مراسم سخنرانی میر حسین موسوی کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود. جایی که همراه هر جمله موسوی صدای سوت و کف های ممتد به گوش می رسید.
در آن بین بود که همسر موسوی وعده پیوستن به کنواسیون های غیر شرعی بین المللی در رابطه با وضع زنان را داد و بعد از سخنرانی موسوی، بی شرمی و اهانت به مقدسات به اوج خود رسید، زمانی که آهنگ های زننده و موهن غربی پخش شد و پسران به طور هماهنگ مشغول نوع خاصی از رقص غربی و با حالتی زننده شدند، و دختران هم در این بین پسرها را همراهی کردند!!!
آری برادر و خواهر مسلمان اینگونه با نام اسلام و با شعار فرزند اهل بیت (ع) بودن حرمتی برای مادر سادات قائل نشدند در حالی که بعضی ادعا دارند که از این خاندان هستند اما بی شرمی را تا بدین حد رسانده اند.
برادر و خواهر من، اینجا هنوز آذربایجان است. سرزمین باکری ها، شفیع زاده ها و شهدایی که ما عزت و شرف خود را مدیون آن ها هستیم. همان جا که معروف به سرزمینی با روحیه مذهبی و حب اهل البیت است. لااقل جناب موسوی خم به ابرو نیاورده و هیچ تذکری به لیدرها و طرفداران خود ندادند تا کمی حرمت این ایام حفظ شود بلکه با حرکات و ابراز احساسات خود حاضران را تهییج نموده تا همگی لذت برند و عده ای هم خون دل خوردند و بغض گلویشان را فشرد.
صحنه دوم
مکان: کرمان، ایام فاطمیه
حجت الاسلام مجید انصاری برای حمایت از میر حسین موسوی به محل سخنرانی رفته است. همان وضع زننده ی دانشگاه تبریز در اینجا هم به چشم می خورد. تعدادی تابلو نوشته در دست دختران و زنانی است که روی آن نوشته شده است: (( فاطمه <س> الگوی ما نیست))!، (( امام را به موزه بسپاریم))!، و مجید انصاری همچنان با لباس روحانیت آنجا نشسته است و لبخندی بر لب دارد. بغض بیشتر گلویمان را می فشارد.
صحنه سوم
مکان: سالن آزادی تهران، ایام فاطمیه
جمع کثیری از دختران و پسران در سالن آزادی جمع شده اند. به صورت کاملا مختلط و با پوشش های زننده و با آهنگ تند مشغول رقص و ابراز هیجان هستند. این بار هم خود موسوی در جلسه حضور دارد و با لبخندی از رضایت به جمع می نگرد. هنوز ایام فاطمیه است و بغض گلویمان را بیشتر از بیش می فشارد.
صحنه چهارم
مکان: دانش دانشگاه الزهرا(س)، برنامه تدفین شهدای گمنام
عده ای با پارچه های سبز ه از حامیان موسوی هستند تجمع کرده اند و مانع تدفین شهدا می شوند. اغتشاش کرده و شعار می دهند و به همین سادگی تدفین شهدا لغو می شود. و باز مظلومیت شهداست که رخ عیان می کند...
(( آری اینگونه شعائر و مقدسات در پای منافع، قدرت و ثروت، قربانی می شود. سکولاریسم همین است. امروز باید فریاد وا اسلاما سر داد. قصد حمایت یا تخریب نداریم اما وظیفه شرعی خود دانستیم تا شما ملت سرافراز و حامی ولایت ایران را نسبت به بعضی مسائل آگاهی بخشیم تا فردای قیامت هیچ عذر و بهانه ای برای رای امروزمان که به صندوق می اندازیم باقی نماند، و با آگاهی کامل و فقط برای رضای خدا و برای اعتلای دین خدا رای دهیم و زمینه را از فرصت طلبان ظاهر فریب بگیریم تا فردای قیامت شرمنده ی حضرت زهرا(س) نشویم.
دانشجویان حامی گفتمان امام و رهبری